صفحه نخست
ترانه ها و آهنگها
تازه ترین مطالب
عکسهای دیدنی
مطالب خواندنی
مجموعه اشعار
فال و طالع بینی
تبلیغات
ارتباط با ما
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد کلیک:82
تعداد نمایش:610
امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6

طراح سایت فارسیکام farsicom cms

بروزرسانی : يکشنبه 4 شهريور 1386
رسم وفاداری

خدایا باز می‌خندد ، به من آخر نمی‌دانم
سراسر شور می‌گردد ، ز پا تا سر نمی‌دانم

مرا عکس نگاری خوش به جام باده افتاده
که نقشی در همه عالم ، از این بهتر نمی‌دانم

مها مهر ترا دارم درون سینه‌ام چون ُدر
صدف سان بسته‌ام لب را ، زر از زیور نمی‌دانم

به حال خسته مجنون نبخشود از کرم لیلی
چه افسون دارد او در سر، ز شور و شر نمی‌دانم

خدایا کاسه صبرم لبالب گشت می‌دانی
جفا از جمله یاران بود خوشتر نمی‌دانم

کدامین سنگدل آموختت رسم وفاداری
که ما را هر زمان داری به چشم تر نمی‌دانم

از آن ترسم که بحر خامه‌ام ناگه زند موجی
چه دفترها سیه سازد به نوک سر نمی‌دانم

هزاران توبه بنمودم که از کوی تو باز آیم
چه افتاد این سر ما را که من دیگر نمی‌دانم

ز آهنگ وفا جلوه چسان من نغمه پردازم
نشیند شور بر دلها ، دل از دلبر نمی‌دانم

به چشم خویش دیدم من جهان بس فتنه می‌زاید
شود آرام و خوش روزی درآخر سر نمی‌دانم ؟!