صفحه نخست
ترانه ها و آهنگها
تازه ترین مطالب
عکسهای دیدنی
مطالب خواندنی
مجموعه اشعار
فال و طالع بینی
تبلیغات
ارتباط با ما
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد کلیک:99
تعداد نمایش:704
امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6

طراح سایت فارسیکام farsicom cms

بروزرسانی : شنبه 27 مرداد 1386
غزل 94

نقش های کهنه ام چه قدر ، تلخ و خسته و خزانی اند
 نقش غربت جوانه ها رنگ حسرت جوانی اند
 روغن جلا نخوورده اند رنگهای من که در مثل
 رنگ آب رکد اند اگر آبی اند و آسمانی اند
از کف و کفن گرفته اند رنگ های من سفید را
 رنگ خون مرده اند اگر قرمز اند و ارغوانی اند
 رنگ های واپسین فروغ از دم غروب یک نبوغ
مثل نقش های آخرین روزهای عمر مانی اند
 طرح تازه ای کشیده ام از حضور دوست - مرتعی
 که در آن دو میش مهربان در چرای بی شبانی اند
 مرتعی که روز آفتابی اش یک نگاه روشن است و باز
 قوس های با شکوه آن جفتی ابروی کمانی اند
 طرح تازه ای که صاحبش فکر می کند که رنگ هاش
 مثل مصدر و مثالشان بی زوال و جاودانی اند
 رنگ های طرح تازه ام رنگ های ذات نیستند
 ذات رنگ های معنی اند ذات رنگی معانی اند
 نقش تازه ای کشیده ام از دو چشم مهربان دوست
 که تمام رنگ ها در آن وامدار مهربانی اند

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب یا گزارش خرابی لینک ارسال نظر شما