|
|
| تعداد کلیک:102 |
| تعداد نمایش:523 |
|
|
|
|
|
بروزرسانی : شنبه 27 مرداد 1386
|
قربانی
زندگی نقش های مرده ایست در پیشانی زمان فریاد تو را می شنوم که باران را می ستایی در باد گنج را باخته ام خانه ی من باغی است سوخته که حاصلش بی برگی است بر می گردم با سلامی دوباره و نظر گاهم کشتارگاهی است که انسان را سلاخی می کنند با نگههای مشکوک و آهنگهای سوگوار و سرودهای بی پایان فتح و صف طویلی از گوسفندان که در مسلخ به شکلی ناگزیر آویزانند و من قربانی همیشه ی تاریخ جسد خود را می نگرم افسرده و پریده رنگ با تو همراهم و هر دو راهی را می پیماییم که سرانجامی ندارد
|
|
|
|