صفحه نخست
ترانه ها و آهنگها
تازه ترین مطالب
عکسهای دیدنی
مطالب خواندنی
مجموعه اشعار
فال و طالع بینی
تبلیغات
ارتباط با ما
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد کلیک:117
تعداد نمایش:4144
امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6

طراح سایت فارسیکام farsicom cms

بروزرسانی : شنبه 29 مرداد 1384
يه تركه وسط بيابون بوده داشته از گشنگي مي مرده , آخرش از سر ناچاري به فكرش مي افته , معامله شو ببره بخوره , تا مي آد قطع كنه يه صدا مي آد:"بيشتر فكر كن". تركه بهش برمي خوره و منصرف ميشه كلي هم به خودش بد وبيراه مي گه . دوباره چند ساعت ميگذره , دوباره گشنگي بهش فشار مي آد و ...تا مي آد قطع كنه يه صدا مي آد"بيشتر فكر كن".دوباره بيخيال ميشه , دفعه سوم كه داشته از گشنگي مي مرده دوباره همون صدا مي آد ولي بيخيال ميشه و كيرشو قطع مي كنه , ايندفعه صدا مي آد :" نگفتم بيشتر فكر كن , اقلا ميذاشتي راست بشه , دو وعده مي خوردي