صفحه نخست
ترانه ها و آهنگها
تازه ترین مطالب
عکسهای دیدنی
مطالب خواندنی
مجموعه اشعار
فال و طالع بینی
تبلیغات
ارتباط با ما
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد کلیک:259
تعداد نمایش:1561
امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6

طراح سایت فارسیکام farsicom cms

بروزرسانی : سه شنبه 27 شهريور 1386
هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) - گل های یاس

دوش آن رشته های یاس که بود
خفته بر سینه ی دل انگیزت
 راست گفتی که آرزوی من است
 که چنان گشته گردن آویزت
با چه لبخندهای ناز آلود
 با چه شیرین نگاه ِ شورانگیز
باز کردی ز گردن و دادی
 به من آن یاس های عطر آمیز
بوسه دادم بسی به یاد ِ تواش
دلم از دست رفت و مست شدم
آن چنانش به شوق بوییدم
که به بوی خوشش ز دست شدم
دوش تا وقت ِ بامداد مرا
 گل ِ تو در کنار ِ بالین بود
 در بر ِ من بخفت و عطر افشاند
 بسترم تا به صبح مشکین بود
 به شگفت آمدم که این همه بوی
ز گلی این چنین عجب باشد
حیرتم زد که راز ِ این گل چیست
که چنینم از آن طرب باشد
 آه ، دانستم ای شکوفه ی ناز !
 راز ِ این بوی مستی آمیزت
 کاندر آن رشته بود پیچیده
 تاری از گیسوی دلاویزت